صفحه اصلی - دانش - جزئیات

چرا هر چیزی که به دیگران آسیب نرساند غیرقانونی است؟

این یک سؤال عالی و عمیقاً فلسفی است که به قلب این موضوع می‌پردازد که قانون برای چیست. این جمله که "هر چیزی که به دیگران آسیب نرساند نباید غیرقانونی باشد" یک اصل اصلی لیبرالیسم کلاسیک است که معروف ترین آن توسط فیلسوف جان استوارت میل در کتاب خود استدلال شده است."اصل آسیب."

cgi-binmmwebwx-binwebwxgetmsgimgMsgID7814468331423792949skeycryptfc5d4a63c94c562d23324a6d0e3a7e725d529374mmwebappidwxwebfilehelper

با این حال، در عمل، اکثر سیستم های حقوقی بسیاری از چیزها را غیرقانونی می کنند که آسیب مستقیم و فوری به شخص دیگری وارد نمی کند. در اینجا دلایل اصلی وجود دارد:

1. پدرگرایی (قوانینی برای محافظت از مردم در برابر خود)

دولت گاهی اوقات مانند یک "والد" عمل می کند تا از ایجاد مشکل توسط افراد جلوگیری کندآسیب به خود-.

مثال ها:قوانینی که نیاز به کمربند ایمنی/کلاه ایمنی، ممنوعیت برخی داروها (حتی برای استفاده شخصی)، یا تعیین حداقل سن برای سیگار کشیدن/نوشیدن الکل دارند. بحث این است که جامعه به رفاه شهروندان خود و هزینه‌های (مراقبت‌های بهداشتی، خدمات اجتماعی) که ناشی از انتخاب‌های ضعیف فردی است، علاقه دارد.

2. اخلاق گرایی حقوقی (قوانینی برای اجرای اخلاق مشترک)

برخی از قوانین به این دلیل وجود دارند که جامعه به طور جمعی بر این باور است که اعمال خاصی وجود دارندذاتاً اشتباه یا تحقیرکننده است، حتی بدون قربانی مستقیم.

مثال ها:قوانینی علیه هتک حرمت جسد، حیوانات وحشی، یا (از لحاظ تاریخی و در بعضی جاها هنوز) لواط یا کفر. ایده این است که قانون از یک ساختار اخلاقی مشترک حمایت می کند، که برخی استدلال می کنند که برای انسجام اجتماعی ضروری است.

3. نظم عمومی و مزاحمت

قوانین از اعمالی جلوگیری می کند که در عین اینکه به شخص خاصی آسیب نمی رساند، نظم، آرامش یا نجابت عمومی را تضعیف می کند.

مثال ها:قوانین فحاشی/برهنگی عمومی، احکام سر و صدای بلند، یا ممنوعیت «برهم زدن آرامش». این موارد به جای آسیب‌های فردی، سلامت اجتماعی-را مورد بررسی قرار می‌دهند.

4. مقررات اقتصادی و اداری

مجموعه وسیعی از قوانین برای ایجاد یک چارچوب قابل پیش بینی، منصفانه و ایمن برای تجارت و زندگی روزمره وجود دارد.

مثال ها:کدهای ساختمانی، الزامات مجوز برای مشاغل، مقررات ایمنی مواد غذایی و کدهای مالیاتی پیچیده. نقض این موارد ممکن است در حمله مستقیم به فرد خاصی آسیب نرساند، اما می تواند خطر، مزیت ناعادلانه یا آسیب سیستمی ایجاد کند.

5. جلوگیری از آسیب‌های غیرمستقیم یا بلندمدت- به جامعه

برخی از اعمال ممنوع هستند زیرا به عنوان خورنده به نظر می رسندبافت یا نهادهای اجتماعیکه جامعه به آن وابسته است

مثال ها:قوانینی علیه خرید رأی ({0}}تضعیف دموکراسی)، شهادت دروغ (تضعیف سیستم قضایی) یا فساد شدید. آسیب منتشر و سیستمیک است تا شخصی.

6. محدودیت های اخلاقی و استدلال های "شیب لغزنده".

برخی از ممنوعیت ها بر این ترس استوارند که اجازه دادن به یک عمل، حتی اگر به ظاهر بی ضرر باشد، می تواند رفتار یا نگرش های خطرناک را عادی کند.

مثال:برخی از استدلال‌ها علیه قانونی کردن اشکال خاصی از اصلاح ژنتیکی انسان یا کمک به خودکشی برای شرایط غیر پایانی در این دسته قرار می‌گیرند.

بحث اصلی:

تنش بین دو ارزش اساسی نهفته است:

آزادی فردی:آزادی زندگی کردن به دلخواه خود، تا زمانی که به آزادی برابر دیگران تجاوز نکنید.

رفاه اجتماعی/پدرگرایی:این باور که دولت یا جامعه نقش مشروعی در شکل دادن به رفتار برای ارتقای ایمنی، اخلاق، نظم و رفاه جمعی- دارند.

به طور خلاصه،در حالی که اصل "ضرر به دیگران" یک محدودیت قدرتمند و محبوب برای اجبار قانونی است، جوامع به طور مداوم توجیهات دیگری برای قانون پیدا کرده اند. آنچه یک جامعه معین برای جرم انگاری انتخاب می کند، در نهایت نشان دهنده تعادل خاص آن بین آن استآزادی فردی، ارزش‌های اخلاقی، حکمرانی عملی، و دیدگاه‌های «خیر مشترک».

این تعادل دائماً از طریق سیاست، فرهنگ و احکام دادگاه مورد مذاکره مجدد قرار می گیرد. آیا مایلید مثال خاصی مانند قانونی کردن مواد مخدر یا قوانین کمربند ایمنی را بررسی کنید تا این اصول را در عمل ببینید؟

ارسال درخواست

شما نیز ممکن است دوست داشته باشید